تبليغاتX
افسانه
صبح یلدا
 


دل نبستیم که در خانه چو بیگانه شویم

محرم دل خوشی و ساکن ویرانه شویم

با همه یک دل و با خلق خدا ساده شویم

دشمن خونی دل خائن و افسانه شویم


+ نوشته شده در  سه شنبه 16 مرداد1386ساعت 1:15 بعد از ظهر  توسط افسانه  | 


فرهنگهای بی صدا با ما مدارا می کند

با دستهای خالی اش  ویرانه بر پا می کند

ای هوشیار ای شب زده،خوابیم و در حال جنون

هشیار و نا هشیار را تندیس دنیا می کند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 11 مرداد1386ساعت 6:50 بعد از ظهر  توسط افسانه  |