|
صبح یلدا
|
دل نبستیم که در خانه چو بیگانه شویم
محرم دل خوشی و ساکن ویرانه شویم
با همه یک دل و با خلق خدا ساده شویم
دشمن خونی دل خائن و افسانه شویم
با دستهای خالی اش ویرانه بر پا می کند
ای هوشیار ای شب زده،خوابیم و در حال جنون
هشیار و نا هشیار را تندیس دنیا می کند.