تبليغاتX
افسانه
صبح یلدا

خوب یا بد اولین و آخرین شعر منی

دوستت دارم هنوز آبی ترین فکر منی

زنده ام با یاد تو ای آفتاب زندگی

خسته و تن داده ام بی تو به این وا ماندگی

فصل آغاز منی از جنس یک افسانه ای

شعر زیبای منی تاج سر و پروانه ای

چون نگینی مثل بودن مثل یک اندیشه ای

مثل یک آبادی و در های و هوی بیشه ای

قلب من تقدیم تو ای ماه هم پیمان من

دست من در دست تو تا وا رهداین جان من


 

+ نوشته شده در  سه شنبه 4 دی1386ساعت 12:47 بعد از ظهر  توسط افسانه  |